گاهی اوقات اونقدر حرف داری برای گفتن که بهتر ميدونی سکوت کنی....

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپيده

سلام/خوبی/ آپ کردم منتظرم

زاغه نشين

سکوت کن که مرا با خودت سفر ببری/به دورتر برسانی به دورتر ببری. سکوت قشنگه. اگه به من يه تريبون می دادن وای ميستادم جلوی ملت و سکوت می کردم. دوست داشتی بیا پیشم. خوشحال میشم.

delbasteh

شعر من در کوچه یی از شهر ساکن است دیگران دشنامش دادند. من سلامش کردم دیگران نفرینش کردند .. من دعایش کردم چقدر دلم واسه شما دوستان تنگ شده بود. خوشحالم که دوباره برگشتم .. می نویسم . با یاری خدا ...

سپيده

سلام کجای خبر ازت نيست/ راستی امتحانات در چه حاله/ آپم يه سر بزن موفق باشی دوست قديمي

جواد

غم سکوت ****** اي پير دوره گرد......در اين هواي سرد........داروي هرچه درد.....در چنته ات،بگرد من را تو پيش از اين ......تيمار كرده اي.....درمان درد من.....بسيار كرده اي داروي غصه ام......گفتي وصال يار.....داروي گريه ام......لبخند اين ديار گفتي كه عاشقي....جادوي خستگي است....در اين شب وسراب،نوشداروي خواب...خورشيد وروشني است اما غم سكوت....چون چاره مي شود....این پرده عزا ........... کی پاره می شود با رفتن از قفس.....جانم اسير گرگ.....با ماندنم ولي.....روحم اسير مرگ در شهر من همه.....گنگ و اسير ترس.....مردان كينه توز.....دزدان حيله ورز از درد اين سكوت.....ديوانه گشته ام.....با خويش هم خدا.....بيگانه گشته ام

زاغه نشين

دختر تو هنوز آپ نکردی؟ ناسلامتی تو ديگه تحصيل کرده ی خارجه ای!!

میلاد

سلام. چه خبراا. دو تا مورد. يکی اينکه لينک من عوض شده. اينه الان /.يکی اينکه تولد بلاگمه .دوست دارم شما هم باشيد. ممنون

م...

باهات موافقم... آبان ننوشتی... چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟