به من بگو ، نگو

اما نگو نفهم

که من نميتوانم نفهمم

من ميفهمم!

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زاغه نشين

سلام مهديه جان. کجايی؟ بابا اينقده درس نخون امتحانا ديگه تموم شده!! من دوباره آپ کردم. بهم سر بزن

سیاوش تی

سلام دوست محترم برای شما ارزوی موفقيت دارم زيبا بود

زاغه نشين

کجايی مهديه؟ کم کم دارم دلواپس ميشم ها! اگه سالمی يه خبر بده! من آپم.

زاغه نشين

کتاب با مگس شروع شد, طناب بسته شد/ وبعد... زیر بینی کثیف شاعری حباب بسته شد/ وبعد... چند بیت احمقانه... بعد باد/ وبعد... یک دریچه با شتاب بسته شد/ وبعد عشق,/ بعد کوچه,/ بعد زن/ و رختخواب باز شد و رختخواب بسته شد/ مگس پرید روی بیت بعد,/ روی قاف قند.../ چه با حلاوت است زندگی,/ کتاب بسته شد.../ . . . کوچه های خاطره بروز شد./ منتظرتم مثل همیشه/ سر کوچه...

atish pare

mer30 ke sar zadi khanum taghizade bood ki mitone bashe ???lool

سپيده

سلام مهديه خانوم کجای؟ اين چه وضعه ديگه نمی نويسی خبر ازت نيست بی معرفت شدی....بهم سر بزن خانومی منتظرم تا بعد

نی نی

سلام با نوشته هات خيلی حال کردم . با اين پستت بيشتر . موفق باشی . خوشحال ميشم به من هم سر بزنی .

سمي

هيچی نميتونم بگم فقط اينکه خيلی منتظرتم... خيلی...

م...

مخت را می کوبند مبادا بگویی می فهمم