دیوونم ... داغم ... از همه اتفاقاتی که تو زندگیم میفته و نمیفته ....

از همه سادگیام وپیجیدگیهام ... از خودم ، از دلم , از این همه زندگی خسته ام ...

حتی از سکوت صدام و فریاد کاغذهام هم خسته ام ....

معنی اون روی سکه زندگیو تو این مدت خوب فهمیدم .... اما ...

رو طاقچه دلم ، نقش یه غم افتاده ، غمی که از جنس زمان نیست ...

لبم ترک خورد از سکوت تنهایی ...

/ 1 نظر / 4 بازدید
م...

دیوانگی هم عالمی داره. خوش به حالت مهدیه... حداقل می دونی چته. میتونی بگی چته. من 7 ساله بغض دارم...ولی حتی اجازه ندارم بترکونمش.[ناراحت]