برای مالک ملک ويرانم...

87.gif

گر چه با يادش، همه شب، تا سحر گاهان نيلي فام،

بيدارم؛

گاهگاهي نيز،

وقتي چشم بر هم مي گذارم،

خواب هاي روشني دارم،

عين هشياري !

آنچنان روشن كه من در خواب،

دم به دم با خويش مي گويم كه :

بيداري ست ، بيداري ست، بيداري !

***

اينك، اما در سحر گاهي، چنين از روشني سرشار،

پيش چشم اين همه بيدار،

آيا خواب مي بينم ؟

اين منم، همراه او ؟

بازو به بازو،

مست مست از عشق، از اميد ؟

روي راهي تار و پودش نور،

از اين سوي دريا، رفته تا دروازه خورشيد ؟

***

اي زمان، اي آسمان، اي كوه، اي دريا !

خواب يا بيدار،

جاوداني باد اين رؤياي رنگينم

/ 3 نظر / 6 بازدید
عاشق

سلام کاشکی اين شب صبح نشه خواب را دريابيم که در آن دولت خاموشيهاست. خواب خواهد برد ما را تا زورق انديشه شبی بر پادشاهی اين کاج بلند ويران و در آن تاريکی .... يکی هست که از فکرت حتی خوابش هم نمی بره . دوست داشتن را آموختم چون تو آموزگارم بودی

محمود

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داري كه مطالب مفيدي تو اون ميشه پيدا كرد با اجازه بهت لينك دادم دوست داشتي تو هم بهم سر بزن ....در ضمن به روز شدي خبرم كن ...تا بعد يا حق.

م...

انشالا... انشالا همیشه جاودان باشه.