زیبایی ریشه ها ... و حس باغچه

حجم سنگین زندگی

باعث شده بیشتر به بودنم بیاندیشم

و بیشتر احساسش کنم

من ، هر روز

تمام باغچه را میکنم و  خاکش را بیرون میریزم

ریشه ی گل ها را نوازش میکنم

و بعد ، طی یک مراسم سکوت ،

گل ها را به خانه شان بازمیگردانم

و بدین ترنیب آنها روز به روز با طراوت تر میشوند

چون هر روز بیشتر ارزش خاک زیر پای خود را احساس میکنند

و می فهمند که با آنکه تمام زیبایی باغچه به گل هایش است ،

وکسی به زیبایی خاک توجهی ندارد

اما مادر باغچه خاک است ...

آری گل ها میفهمند که آنها فقط تجلی زیبایی هستند

و زیبایی واقعی در دیگر سو است ، جایی که هیچ کس نمی بیند

مگر کسانی که حسش کنند

اگر دست من بود ، بعد از اینکه گلها باز شدند ،

آنها را سر و ته میکاشتم ،

تا کمی بتوانم از ریشه ها قدر دانی کنم

و بهشان بفهمانم که چقدر مهم هستند

تا وقتی کله ی گل زیبا به خاک خورد و ما تحتش به هوا رفت ،

لذت ببرم از درسی که به او داده ام !

من با افتخار تمام

کلکسیون ریشه هایم را ،

به نمایشگاه گلهای رنگارنگ می برم

تا به انسان های بی ریشه بفهمانم

ذات مهمتر از ظاهر است

و گل زیباست ، بخاطر ذات پاکش

ریشه های سخاوتمندش

و مادر بزرگوارش

و حسی که به همه میدهد زمانی که نگاهش می کنند

و این همه بخشندگی ای که دارد ...

آری من ، هر روز ،

"  نگاه آدم ها به زندگی را  "  به  " خود معنای زندگی  "   سنجاق میکنم

و برای همین است ،

که حجمش هر روز سنگین تر میشود

و وزنش ، هر روز کمتر و کمتر

                                            ...

 

/ 27 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

نظر دادن به خودی خوب بد نیست ولی وقتی یکی فقط از جنبه ی دانایی، نادانی اش چیزی بگه که بفهمونه حالیشه دیگه اسمش نظر نیست. حرف مفت و بی معنیه. چرته... میدونی اسپم چیه؟ منظورم تو نیستی. منظورم دوستانی که نظر میدن (‌ کلا/ هر جا ) و فقط حرفهایی میزنن که دید دانایی بده ولی گویا از بیخ نادانن. بهتره تو هم قبول کنی! [چشمک]

میلاد

نظر دادن به خودی خوب بد نیست ولی وقتی یکی فقط از جنبه ی دانایی، نادانی اش چیزی بگه که بفهمونه حالیشه دیگه اسمش نظر نیست. حرف مفت و بی معنیه. چرته... میدونی اسپم چیه؟ منظورم تو نیستی. منظورم دوستانی که نظر میدن (‌ کلا/ هر جا ) و فقط حرفهایی میزنن که دید دانایی بده ولی گویا از بیخ نادانن. بهتره تو هم قبول کنی! [چشمک]

م...

واست یه دعای قشنگ کردم. می خوام باور کنی که من سبز سبزم... سفید سفیدم... شاید نارنجی[چشمک] پی نوشت 3 دعای من برای مهدیه ی آبی...

احمد رجایی(قطره)

سلام کاش انسان ها یادشان باشد و آنهایی که یادشان نیست یادشان بیاید که بی ریشه بودن یعنی نبودن و مهمتر اینکه نبودن بسی بهتر است از بودن و بی ریشه بودن . پس چه کسی هستیم و کجا هستیم مهم نیست بلکه مهم این است که آیا همچنان جنس فابریک و درجه یک هستیم یا گرد زمان و جابجایی مکان ما را از اصل انداخته است . توفیق رفیق راهتان باد قطره ( رجایی) 20/04/89

علی

عالی بود!!! پست جدید، دوست داشتی بیا که به تشویقت احتیاج داریم! هاهاه... خوشحالمون میکنی...

احمد رجایی(قطره)

با سلام از اونجایی که لینک کردن یه امر دو طرفه است به دلیل استمرار حضور دائم شما با اجازتون من شما را لینک کردم اگر مایل بودید شما هم این کار و بکنید . توفیق رفیق راهتان باد 21/04/89

یاشار

سلام دیدم در یه جایی برا یکی کامنت گذاشتی که: «خیلی مغروری». تعجب کردم . می خوام بدونم چرا در موردشون چنین فکر می کنین. قصد فضولی ندارم بیشتر مخوام بدونم تصور خودم چقدر درست بوده.

یاشار

تعجبم بیشتر به این خاطر بود که در لحن و ادبیات شما اگرچه ممکنه موضع گیریهای منفی ، تند و بیان احساس بد نسبت به یک امر کلی و عمومی دیده بشه ولی (البته تا اون جایی که من خوندم) سراغ ندارم و ندیدم که این نوع احساسات منفی رو به شخص و فرد بخصوصی نسبت بدین. از نوشته هاتون چنین بر میاد که شما همیشه بر علیه زشتی های انسانی تاختین نه زشتی یک انسان. برداشتم اینه که اگرچه از پلیدیهای انسانی بیزارید ولی همواره نوعی همراهی همدلانه و دلسوزانه با انسان داشتین و انسان پلید و زشت رو محکوم شرایط و فاکتورهای گوناگونی دانستین.(البته این حرفهای من هیچ ربطی به شخصیت شخص مورد نظرمون نداره و بصورت یک بحث کلی عرض می کنم) برام این سوال ایجاد شد که : این دختر تو نوشته های این شخص چی دیده که مجبور شده خارج از سبک و سیاق خودش نظر بده . اونم بی مقدمه و بی هیچ توضیح اضافی. مایل بودم ذهنیتی که از خوندن نوشته هاشون در من ایجاد شده رو با تصورات و برداشتی که شما از شخصیت اویشون دارید مقایسه کنم.

یاشار

من معتقدم انسان ذاتاً موجودی بسیار پیچیده وناشناخته است، ناشناخته حتی برای خودش. معتقدم کسی که میگه من فلانی رو میشناسم لاف میزنه و کسی که ادعا میکنه خودشو میشناسه داره خودشومسخره میکنه. در ضمن معتقدم هیچ کی اونی نیست که سعی میکنه در کردار وسلوکش نشان بده و یا تو نوشته هاش منعکس کنه. شخصیت انسان لایه ها و سطوح متعددی داره که چون درست وحسابی برای خودش هم شناخته شده نیست، بالطبع نمی تونه درست و حسابی هم انعکاسشون بده. ظاهراً در نوشته ها شون نگاه بدی به انسان و محیط دور برش نداره و اگه در مواردی هم چیزهایی نوشته که ممکنه ناپسند یا حداقل دور از انتظاره (من شخصاً در یکی دو مورد از نوشته هاشون یه همچین تصوری دارم) ، چیزیه که بطور سنتی در جامعه شایع و رایج و ایشون هم ظاهرا تحت تآثیر همین جو فکری این تصورات و ذهنیت ها رو قبول کرده اند. که البته باز تکرار می کنم من شخصاً با توجه به سطح دانش و طبقه اجتماعیشون چنین انتظاری از ایشون ندارم.