دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

 

سلام، سلامی متفاوت ، اين بار از سبزترين جای جهان : تهران

اينجا تهران است ، اينجا قلب ايران است.

سايت ۲:۱۵ دقيقه نيمه شب ۵شنبه ۲۶ خرداد بايم را در خاک وطن گذاشتم و امروز ۵شنبه ۲ تير در اينجا مينويسم ....نوشتن به من ارامش ميدهد....

واقعا چقدر همه چيز عوض شده ،چقدر مردم عوض شده اند( شايد اشتباه امده ام ! )....نميدانم ، فقط يک سوال در ذهنم بالا و بايين ميبرد: اينکه ايا بعضی از اين مردم ميدانند که نميدانند ، يا اينکه نميدانند که نميدانند ؟شايد هم ميدانند و عمدا طوری جلوه ميکنند که نميدانند؟.....يا اصلا شايد هم من نميدانم ! ( اگر اين طور است خوشحال ميشوم اگاهم کنيد )

ايا کار ما و ملت ما به جايی کشيده که جوانان بايد اين گونه بينديشند و رفتار کنند؟ايا ما بايد فقط و فقط به صرف مخالفت و يا هر چيز ديگر اينده خود را تباه کنيم ؟....کاش ميشد بعضی چيزها را نديد ، کاش ميشد کشور سرزمين افتاب را با ايران عزيز مقايسه نکرد.....

کمی فکر کنيم ، چه قدر وقت و چه قدر زحمت و چه قدر بها لازم است تا همه به هم وطن را ( نه دوباره ، بلکه برای اولين بار ! ) بسازيم ؟....

شايد روز جمعه ۳ تير ميتواند اينده نامعلوم جوانان اين مرز و بوم را روشن کند ، اما من که فکر نميکنم......تا خودمان به فکر نيفتيم کسی به فکر ما نيست ......

+ مهدیه ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢
comment نظرات ()