دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

اینجا هشتمین وادی است

من ، در وادی هشت هفت شهر عشق عطار هستم !

وادی هشت ،هفت شرط دارد ، و هر شرط هفت شهر !

به وادی هشتم که میرسی ، کویر می بینی

شب میشود

و تو پر ستاره می شوی

وادی هشت ، هفت گام سکوت دارد

هر سکوت با صدای نفس هایش آمیخته

وادی هشت بی معشوق است

معشوق در تو ذوب شده است و تو در او

و دیگر نمیدانی ، آنکه در هشتمین وادی قدم برمیدارد تویی یا معشوق؟

معشوقی که هست و نیست

معشوقی که نمیدانی از کی بوده ؟شروع یادش به خاطرت نمی آِید

مثل اینکه همیشه بوده

و نیز همیشه خواهد بود

در وادی هشت ، معشوق آینه توست

و شاید هم ، همه چیز آینه اوست

در وادی هشت ، تو بین دو وادی هستی : هفت و نه !

آه چه سنفونی زیبایی دارد ترکیب این دو عدد

میپرسی چگونه مرا راه به اینجا شد ؟

ساده است !

هفت آه کشیدم ... آه

هفت پاره شدم

با هفت سایه !

و هفت بار صدایش زدم

صدا زدم : بیا ،

مرا بیش از این تاب دوری نیست

و تو ، به ناگاه آمدی

شاید هم در لحظه زاده شدی

...

در وادی هشت ، تو با خود تنهایی

با تمام خود هایت

هم آنها که میشناسی و هم آنها که غریبه اند

وادی هشت نه در آسمان است و نه در نا کجا آباد

شروع خاکش کویر است

و آخر خاک ...

نمیدانم

شاید آخرش چشم های تو باشد :

آخر پایان هر خشکی ، دریاست

در وادی هشت ، رابط ما دیگر کلام نیست

تو ذهن مرا میخوانی

و لبخندت ، تنها ، برای پاسخ کافیست

در وادی هشت ، من هفت ساله ام

اینجا وادی هشت است : جایی که عطار ندید !

 

-----------------------------------------------------

پی نوشت ١:

هفت شهر عشق عطار در کتاب منطق الطیر :

 طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت ، فنا

پی نوشت ٢ :

امروز هفت روزه که یه نی نیه جدید دنیایی شده ... الان هنوز یه نقطه هم نیست ، اما ما انسان میخوانیمش ...

نی نی ای که الان شاید قد یه نقطه ای ، امیدوارم وقتی اومدی تو این دنیا دلت نخواد زود تر برگردی !

وقتی اومدی همه چیو ببین ... همه چی ... بد ها ، خوب ها ، زشت و زیبا ... اما اگه بتونی عشق روهم ببینی ، میفهمی که همه چیز یکی است و من و تو و همه ی همه ها تنها یکی هستیم ...

نی نیه کوچولو ، هنوز نمیدونم دختری یا پسر ، اما هر چه بودی ، آزاد باش و آزاده

دلم میخواد ایجا به مادر اون نی نی که از بچگی همدمم بوده تبریک بگم ،

عزیزم این همه جرات ، این همه مسئولیت و این همه حس شیرین همراه همه اونها :

مادر شدنت ، مبارک

 

+ مهدیه ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٤
comment نظرات ()