دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

پیمان

خداوندا

تو را به بزرگی نام او

تو را به پاکی نگاهش

تو را به عشق زیبایش

تو را به آرامش صدایش

تو را به همه ی بندگان پاکت چون او

تو را به همه ی جلالت قسم میدهم

مرا ببخش ...

مرا لایق گردان

مرا جرعه ای بنوشان

...

امروز تقویم روزهای گذشته را ورق زدم

و دیدم که ... چه خالی ام

هیچ ندارم جز نگاهی خیس به دست های تو

خداوندا

به جبران روزهای بی نورم

به جبران لحظه هایی که قدر ندانستم

به جبران نوایی که نشنیدم

با تو پیمان میبندم

تا با هر چه توان

تا با همه ی نفس هایی که می آید و میرود

عاشق باشم

و به پای همه ی روزهای باقی

عشق بریزم

کمکم کن

که رو سیاهی ام را با دوست داشتنش جبران کنم...

کمکم کن

که باشم

آنچنان که باید باشم

آنچنان که انسان بمانم

                                      ...

+ مهدیه ; ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
comment نظرات ()