دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

اینجا بهشت است !

قلم را دوست دارم !

مطمئن تر از همه ی چیزهایی که در دوست داشتنشان تردید دارم

"بودن " مثال خوابی طولانی است

و نبودن نیز ...

" زندگی کردن "   هم وزن است با   " استامینوفن قورت دادن "

و من ،  هم وزن خلا !

شبیه  " مایع "  شده ام ، اگر تعریفش کنی :

" شکل ظرف را بخود میگیرد "

صدایی بر وجودم ساییده میشود

جای خراشش روی پوستم مانده ...

دلم گرفته است :

از این همه  " فراغ خیال "  ادم های چوبی

ادم های جامد

...

آسمان مادر زمین است ،

بهشت زیر پای مادران است  ( ! )

اما زبر پای آسمان زمین است ...

پس ...

آه !

بهشتی که میگفتند همین جاست ؟!

شاید هم

اگر واروونه نگاهش کنی !

 

 

+ مهدیه ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۸
comment نظرات ()