دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

ببخش ...

نمیدونم چرا ما ادما اینجوری ایم ؟

یا شایدم من اینجوریم و ادما نه !

همیشه سعی میکنی یه عالم حرفو ته دلت نگه داری که فقط یه روزی برای خدا سفرتو باز کنی و بگی بفرما ... حرفایی که توش پره معنی های سکوته ...

اما ...

کاش میشد این حرفهارو به ادم ها هم زد ، کاش میشد ادم های صدای سکوتت رو بشنوند و تو هم ...

بجای این که اینطور باشه گاهی بر عکسه ،

میخوای محبت رو برسونی اما با سکوتت نفرت رو القا میکنی

و این بخاطر همونه که سکوت سکوته و صدایی نداره !

و من ... گاهی حرفهایی میزنم که هیچ اعتقادی بهشون ندارم ؛ و حرفهایی که بهشون معتقدم رو هیچ وقت نمیزنم !

و این  ...

از خدا میخوام که درک کنی ... واسه منم شرایط همیشه مهربون نیست ... منم اشتباه میکنم ... منم یه ادمم ، مثله همه ...

میدونم : مهربون تر از اونی که ....

-----------------------------------------

پی نوشت :

طلب بخشش میکنم ، میبخشی ؟

...

+ مهدیه ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٠
comment نظرات ()