دل نـــوشتــــــه ها

بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...

نفرین

گاهی اوقات فکر میکنم،نکنه نفرینم کرده باشه ؟...

+ مهدیه ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢٢
comment نظرات ()

 

دیوونم ... داغم ... از همه اتفاقاتی که تو زندگیم میفته و نمیفته ....

از همه سادگیام وپیجیدگیهام ... از خودم ، از دلم , از این همه زندگی خسته ام ...

حتی از سکوت صدام و فریاد کاغذهام هم خسته ام ....

معنی اون روی سکه زندگیو تو این مدت خوب فهمیدم .... اما ...

رو طاقچه دلم ، نقش یه غم افتاده ، غمی که از جنس زمان نیست ...

لبم ترک خورد از سکوت تنهایی ...

+ مهدیه ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢٢
comment نظرات ()